عید



اونقدری برات از عید وایام تعطیلی که بابات توخونه س وسفره هفت سین وعیدی دادن وعیدی گرفتن گفته بودم که کاملا از اومدن عید خبرداشتی.سفره هفت سین رو بلد بودی وبا لذت سفره خوشگل وکوچولویی که من چینده بودم رو نگاه میکردی.
عیدی بهت ماشین دادیم که حسابی ازش خوشت اومده بود.
امروز برای ناهار خونه خاله بابایی رفتیم.

/ 0 نظر / 23 بازدید