شازده عاقل من

 

 

 

 

 برام جالبه.عقل وفهم ودرک کردن های تو.

یه مدته باهم میریم ماشین سواری.از اونجایی که تازگی ها موقع ماشین سواری رو پای بابایت می شینی وفرمون بازی میکنی وانگار خودت راننده ای .تو این مدت با منم دوبار بهم گفتی بشینی روپای من وگاز بدی.

 

منم بهت گفتم من نمیتونم .یعنی فقط درهمین حد بود.بهت گفتم من می تونم موقع رانندگی اینکاررو بکنم وفقط بابا بلده.

یه روز که اومدیم تو پارکینگ که بازم دوتایی باهم بریم ماشین سواری. هی تو گفتی نه ...نه... نه...تو نمی تونی!!

اولش متوجه نشدم.بعد فهمیدم تو به من می گی که نمی تونم تورو رو پام بشونم ورانندگی کنم!...یه بچه ..اونم یه بچه ماشین باز...خیلی عاقلانه باید فکر کنه واز خواسته اش بگذره .اونم بچه ایی که باباش براش اینکاررو میکنه .دفعه بعد که اومدیم بریم بیرون دیگه این جمله رو هم نگفتی.کناراومدنت با این قضیه که خیلی هم دوسش داری برام جالب بود.نشون میده بچه ها عاقلتر ازاونی هستند که یه عده فک میکنن.

/ 0 نظر / 28 بازدید