روزای اخرسال ه وهمینطور روزا ی پرجنب وجوش تو مهد شازده.از کادو دادن بچه ها بهم بگیر تا جایزه برگه ستاره هاشون وهمینطور جشن پایانی سال.

منم برای شازده خروس نمدی که روش نوشته  سال 96 به تعداد بچه های کلاس ومربیش گرفتم که فردا بعنوان یادبود عیدی بده به دوستاش



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

مهد

 

 

 

با وجودی که تو این غذا رو کلا دوس نداری اول بخاطر مربیت که بهم گفت دوست داره وبعد هم شادی تو ودوستات امروز دوتا قابلمه بزرگ برات درست کردم واوردم مهد.جالبه که تو هم داشتی میخوردی وچقدر شاد بودی وبهت خوش گذشته بود.خوشحالم که می تونم تو درست کردن خاطرات خوبت بهت کمک کنم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک , عشقولانه هامون با شازده
[ چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٦:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

جشنواره غذا

 

 

 

بخاطر جشنواره غذا که امروز تو مهدت برگذارشده بود وفرستادن غذا توسط ما مامانها وفیلم وعکسایی وگرفتن کادو و...حسابی بهت خوشگذشته بود.

بهم گفتی بهترین روز عمرم بود!

مامان ارزوشه که دلت همیشه شاد باشه شازده کوچولو



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 هفته پرازشادی وبرنامه تومهد درانتظارته شازده من.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ جمعه ۸ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

کارگاه پخت نان

امروز روز مهد رفتنت نبود .ولی بخاطر کارخوبی که مربیت برای کلاس درنظر گرفته بود بردمت وچقدرهم که بهت خوش گذشته بود. ازشادی توست که من سرمستم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

 

خوشحالم که اردو امروزت هم عالی بوده وبهت خوش گذشته.

شب هم برات جایزه گرفتم که بدونی خیلی دوست دارم.

هرچی برای شازده بگیریم چی لباس چی اسباب بازی وماشین که خیلی دوست داره اونقدر براش لذت نداره که خودش رو ببرم اسباب بازی فروشی وبه سلیقه خودش طبق معمول یه ماشین برداره.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک , عشقولانه هامون با شازده
[ دوشنبه ٤ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

اردو

 

 

دیروز رفتم وجای اردو شازده پسر رو چک کردم !.

اردو شهربازی وتاتر و...اینا رو خیلی تمایل ندارم که بره .خودم میبرمش دیگه...اینجوری هرچندتا اسباب بازی رو هر تعدادی که بخاد البته بازم تو یه قالب نظم دار سوار می شه.ولی اردوهای خاص رو دوس دارم .

این می شه دومین اردو شازده.سر ظهر شازده رو سپرده به شازده بزرگه ورقتم  که جای اردو رو چک کنم .

فقط نگران دستشوییشم که بیرون ساختمونه درسته تمیز وگرمه ولی بیرونه دیگه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ دوشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

 

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ جمعه ۱٧ دی ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

دلواپسی های مادرانه

 

 

 به جای تو من دل تو دلم برای جشن پایان سه ماهه اول سال نیست.ساعتش...به موقع رسیدنش...مهمونامون بیان یا نیانش !

 جالبه که خودت میگی من که جشن نمیرم.منم اینجور  مواقع اصلا هیچی نمیگم تا زمانش برسه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٥ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

برنامه جشن سه ماه اول

 

 

 

_چیزی به نمایش سه ماهه اول مهد نمونده که باز امشب دکتر گفت تا دوهفته نره مهد!

 

_دو هفته  پیش سرماخورد. بردمش دکتر ویه هفته استراحت ودارو.برعکس همیشه که دارو رو به اخر میرسه حال شازده کاملا خوب میشه اینباردارو تموم شد ولی حس کردم بهبودی کامل حاصل نشده.

دوباره دیشب تب کرد وامروزدکتر گقت تا دوهفته نمیره مهد.

دیدم خودش هم دوست داره به مربیش پیام دادم که برای تمرینها شازده رو میبرم وهمونجا منتظرش می مونم تا برگردونمش.حالا خودش دوست داره بره من مانعش نشم.

 

_همینجوری یه روز درمیون با دوساعت تاخیر روزانه میره مهد .یه نقش کوچولو داره که باید تو گروه وبا اهنگ تمرین بشه وگرنه حفظ نقشش رو.بهتره این چندروز کارم همین باشه تا اواسط همین ماه که برنامه جشنشونه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ شنبه ٤ دی ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

من که شناختمش ...

 

 

 

امروز صب ،خوشگل مامان ،شازده سواربراسب سفیدم ! تو مهد مهمونی شب یلدا مخصوص خوشون داشتند.نمایش وپذیرایی از بچه ها.

مثل اینکه مربی ها هم براشون نمایش اجرا کردند .اونوقت شازده به من میگه شیرین جون درسته که لباس یه حیوون رو برای اجرا تو نمایش پوشیده بود ولی من شناختمش که مربی خودمه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳٩٥ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

اولین تجریه اردو

 

 

 

امروز اولین تجربه اردو رفتن شازده بود.تا بحال هرچی برگه رضایت برای اردو اورده بود من نذاشتم.ولی اینبار با اون توضیح تو برگه دلم خواست بره.

چندروز قبلش با خودش رفتم ومحل اردو رو چک کردم.امروز هم میدونستم به ساعتی که اونا میخان برن نمیرسه .همینجوری حدود دوساعت دیرتر ازبقیه بچه ها میره مهدواسه همون گفتم که خودم میارمش.

بهش خوش گذشته بود ومن از این بابت خوشحالم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

 

سعی کردم ازروز اول حساس نباشم که دیگران باتو چه برخوردی دارن ! چون قرار نیست همه اجتماع عین من باتو رفتارکنن.ولی توهم هنوز وارد این اجتماع لعنتی نشدی که...

برای مربیت کامل اخلاقت رو گفتم .گفتم متاسفانه گاهی بچگی نمی کنی .گاهی می افتی زمین میخای زود بلند بشی درصورتی که درد داری.براش توضیح دادم که بارها بهت گفتم عیبی نداره وقتی دردت می گیره عنوانش کنی.

حالا امروز که پای نازنینت به میز خورده وکبود شده وتو گریه کردی باید مربی نادونت بگه بسه دیگه اینکارازشته؟

باید باز یکی به پس ویکی به پیش بهش اس بدم .باید براش توضیح بدم .هرچی بالا وپایین کردم دیدم نمیشه واینو باید عنوان کنم.

وقتی برام تعریف کردی که هنوزم پات درد میکنه وتو الکی گریه نمیکردی .خیلی ناراحت شدم.خیلی.ببخشید که اجتماع ما خیلی خیلی دل سنگه پسرم .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

دوران رشد

 

 

 

تمام امروز فکرم درگیرت بود شازده دوست داشتنی من.

عصری که با بابات رفتی بیرون برای گردش وشهربازی رفتن .من موندم تو خونه بیشتر فکرم درگیرت شد.

چند وقته که نمیخای بری بیرون ولی من بیشتر رو قضیه مهد نرفتت زوم کردم .درحالی که خونه خلوت شد وتو نبودی دیدم نه ....اینروزا کلا حوصله بیرون اومدن رو نداری.حتی با ماشین میریم بیرون ترجیح میدی موقع خریدهای کوتاهم تو ماشین بمونی ونیای بیرون .خب فکر من بیشتر سمت مهدت متمرکز شده بود.

امروز که برای چندمین بار قدت رو گرفتم ودرکمال تعجب دیدم چندین سانت بلند شدی اونم تو یه فاصله زمانی کم _119 سانت_ یاد همین چندوقت قبل افتادم.یه دوره مثل دوره الانت.

دوست داشتی خونه نشین باشی.صبا دلت ماساژ میخاست وگاهی هم می گفتی پادرد داری.دقیقا تو اون دوران هم چندین سانت قد کشیدی.

الهی بمیرم که متوجه نشدم دوران کسلی رشدت ه.وبیشتر حواسم رو این بود که چرا دوست نداری مهد بری.منو ببخش الماس من .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

معضل جدید نمیرم مهد !

 

 

 

مهد نرفتن های  شازده داره منو نگران می کنه ! بعد از دوره اولیه اش که می گفت نمیرم وفقط میگفت تو هم پیشم بمون .دیگه همه چی خوب بودتا همین اواخر. که کلا می گه نمیرم . یه روز درمیون از ده صب تا یک ظهر چیه که این همه سرش رفتن ونرفتن باشه.

تازه من اونجا بهشون گفتم بغیر از دست ورزی وکارای اینجوری هیچگونه یادگرفتن شعر وسوره وانگلیسی برام  مهم نیست .هدفم اول خوش گذشتن به پسرم وبعد هم همون تکالیف دستورزیش ه.

البته اصرار زیاد وگریه ای درکار نیست .ولی کلا می گه نمیرم .دوتا دلیل اورده که یکیش دست منه ویکیش هم از کنترل من خارج ه.باید اولین گزینه رو براش حل کنم که دست منه ببینم بازم بهونه نرفتن داره یا نه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ پنجشنبه ٤ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

فعلا که این هفته رو فقط یه روز رفتی مهد ! اولا بخاطر سرما بعد هم کمی کسالت خودت گفتم نری وخلاص.تو که چیز خیلی زیادی نمیخوری حداقل استراحت کنی .

از هفته دیگه هم بخاطر شرایط خودم به مدت سه هفته بجای روز شنبه قرار یکشنبه بری مهد .همچنان همون سه روز در هفته .

فعلا خوشحال وشادی .درسته که این شنبه وچهارشنبه هفته پیش کلا نمیخاستی بری مهد .کلا ها ...در حدی که شنبه داشتم برت می گردوندم .تغییر عقیده دادی وبرگشتی تو کلاس البته با اختلاف یکی دوساعت از تایم همیشگیت که اونم حداقل یک ساعت ونیم بعد از اینه که همه بچه ها میرن مهد _ شروع کلاس هشته من تورو ساعت نه ونیم می برم _



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ دوشنبه ۱ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٦:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

جایزه

 

 

 

 

 عشق مامان بغیر از ماه وستاره هایی که تا بحال تو مهد جایزه گرفته بوده واون جایزه ایی که خودم براش بردم ودادم تو دفتر بهش بدن اولین جایزه تو کلاسش رو از طرف مهد گرفت

چقدر خوشحالم از شادی وخوشحالی تو عزیزم .بچگی کن عزیزم بچگی.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٥ ] [ ٧:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

برنامه های مهد

 

 

 

 امروز دومین جلسه انجمن اولیا ومربیان بود .یه ساعت ونیم جلسه مشاوره داشتیم .شکر خدا اطلاعاتم برای این جلسه خوب بود .یعنی جلسه هیچگونه اطلاعات اضافی برای من به همراه نداشت .

بعدش هم گفتگو با مربیت .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٥ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

تکالیف خونه !

 

 

 

 اینم از شروع هفته سوم مهر شازده پسر من .

دیشب یهوویی هوسش کرد که تمریناتشو انجام بده .هر هفته یه برگه میارن خونه وهر ماه هم بصورت کلی یه برگه تو کلربوک می ذارن ومیدن که تو خونه تکالیفش رو انجام بده .4 تا لغت انگلیسی.دوتا شعر وچند ایه از یه سوره تمرین ثابت هر هفته اشه.

مداد رو که فعلا خوب دستش نمی گیره .قبل دوسالگی عالی بود ولی از وقتی که یه ماشین باز حرفه ای شده کلا اهل مداد دست گرفتن ونقاشی نیست .هرزگاهی نقاشی می کشه اونم فقط خط خطی با رنگ های شاد.

زبان رو دوست داره .همینطور که تابحال کلی زبان از تی وی بصورت کاملا خودجوش یادگرفته .

روشعرا وایه ها فعلا کلید کردم !.زیاد اهل کار کردن تو خونه نیست .من بین بازی هاش اونم بصورت بازی هی لغات رو یادش می دم .

یکی نیست بگه شعر ملی با اون معنیش واجبه بچه یاد بگیره حالا ؟



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ شنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

مهد رفتن یا نرفتن !

 

 

 

هفته اول مهر که سه روز رفتی وهفته دوم هم که بخاطر ریزش اب بینیت نذاشتم بری.البته بازم دوروزش و ررفتی .احتمالا هفته سوم هم نیستیم که بخای بری.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

 

خداروشکر خیلی خوب داری با مهد کنار میای عزیزم .

برات بهترین ها رو ارزو دارم همیشه سالم بمون وشاد .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ پنجشنبه ۸ مهر ۱۳٩٥ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ] [ ٩:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

روز اول مهر

 

 

 

امروز روز اول مهر شازده بود. قرارشد بره بخاطر برنامه اول مهر وفیلم برداری تو مهد وگرنه من میخوام فعلا روزای فرد بره که فک کنم باید تجدید نظر کنم _ پنجشنبه اموزش ندارن وشازده منم که قراره یه روز درمیون بره .مدیر هم می گفت برنامه روز شنبه وچهارشنبه اشون عالیه _

صب به همسری گفتم نره که بتونه راحت تره شازده رو بیدارکنه .البته می دونستم بخاطر وابستگی شازده به پدر کمی هم مشکل دار می شم .

براش یه دسته گل کوچولو گرفتم ورفتیم سمت پیش دبستانی .حدسم درست بود وشازده کوچولو سر صف واینستاد وچسبید به باباش واسه همین تو فیلم تو حیاطش نیست .

بعد که برنامه اشون تموم شد بابایی رفت ومن موندم تا اخر برنامه .اونروز بخاطر بچه ها قرار بود ساعت ده هر کی میخاد بره بچه اشو هم ببره .

تو کلاس که همه چی اوکی بود وشازده انگار نه انگار .فیلم وعکس هم از کلاس گرفته شد واینجوری روز اول مهر خونه ما هم اغاز شد.

بعد از ظهر همون روز هم یه جلسه با مربیش داشتیم ومن شدم اولیا دیگه .خخخ



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ شنبه ۳ مهر ۱۳٩٥ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

شروع پیش یک

 

 

 

امروز سمت صب رفتیم مهد وکارای ثبت نامت روانجام دادم  .اصلا از خودم یادم رفته بود البته که روز ثبت نام بود ولی چون رفتی تو کلاس من می تونستم برم به کارام برسم .بجاش نشستم وزل زدم به ال سی دی وحرکات تو تو کلاس.

خیلی بهت خوش گذشت .یه ازمون هم ازت گرفتن که من نفهمیدم چی پرسیدن .

منم کارای ثبت نامت رو تا حدی انجام دادم ولباس فرمت رو هم پرو کردیم که سایزش دستمون بیاد.

خلاصه یه روز خیلی خوبی داشتی.برنامه ما روزای فرد ه .یعنی فقط قراره یه روز درمیون بری مهد.

با اینحال روز شنبه که اولین روز مهد حساب می شه وبرنامه وفیلم برداری هست قرارشد ببرمت.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

دعوا تو مهد

امروز که اومدم مهد دنبالت دیدم که وقتی داری از پله ها پایین میای صورتت توهمه وتا اومدم باهات صحبت کنم مربی کمکی مهد بهم گفت سر بادکنک یکی از بچه ها تو صورت تو چنگ انداخته وتو هم برای دفاع از خودت اونو زدی!

الهی بمیرم که پیشونیت جای ناخن بود عزیزم .ولی عیبی نداره این دنیای بچگیه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

 

 طبق روال دست پاک کردنم !! دیشب زدم وکانال خودم رو پاکیدم .

صفحه تلگرام من که بازبشه فقط چندتا کانال ه .پی ام هایی که به دوست وهمسر میدم رو مرتب پاک میکنم که صفحه تلگرامم فقط شامل همون چند تا کانال بشه .

دیشب اومدم صفحه چت یه دوست رو پاک کنم .همون موقع انگار باز تلگرام اپ بشه وبخاد پی ام های جدید ارسال شده رو نشون بده کمی صفحات جابجا شد وبجاش کانال خودم پاک شد.تا بجنم دیلیت کانال رو زده بودم وکار از کار گذشت !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

کلاس تابستونی

 

 

 

 

شازده امروز اولین تجربه کلاس تابستونی تو مهد رو داشته !.

قبلا مهد رفته. یکی یک سال پیش یکی هم دوسال پیش هردو هم تقریبا تو ماه اردیبهشت .ولی کلاس تابستونی اولین تجربه اشه .

کلاس بازی وخلاقیت .

بهش خیلی خوش گذشته بوده .اب بازی داشتن



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]