عاشق چشماتم .از روز اول هم تو بیمارستان عاشق چشمات شدم هرچند که خوشگل ترین لب دنیا روداری.

وقتی بغلت می کنم واز پشت به اون سر خوش ترکیبت که رو اون گردن کوچول موچولو سواره نگاه می کنم غرق شادی می شم .اینکه واقعا باهوش وزرنگ ومهربونی .

مهربونی چون تو خوابت گاهی بیدار می شی ونه اب میخوای ونه شیر میخوری وفقط دستای من ومی گیری تو دستات ویه جوری بغلم می کنی .

می گم با هوش وزرنگی چون خیلی سریع متوجه درون من می شی ونمیتونم برات فیلم بازی کنم .رابطه من وبابایت رو خیلی خوب درک می کنی.

نمی ذارم که ادم های دیگه تودلم طوفان به پا کنن که تومتوجه بشی وناسازگاری کنی .وقتی منوبابایت حرف میزنیم سریع مداخل می کنی ومی گی منم هستم ! اول باید به تو توجه بشه .بعد اونقدر خوشگل یه نگاه به من می کنی ویه نگاه به بابات که ترجیح می دیم فقط با تو حرف بزنیم .

چرا اینقده تو شیرینی ؟بغل


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روزانه


تاريخ : یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ | ٢:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مامانی | نظرات ()