بهترین پسر دنیا

 

 

 

 

از بس سوال می پرسی اطلاعات عمومی خیلی خیلی خوبی داری.بیش از یه سال ه که تمام اسم ماشین ها رو بلدی حتی اونهایی که تو ایران وجود خارجی نداره .

علایم راهنمایی ورانندگی رو بلدی.

تخیل خیلی خوبی داری .این کارت منو یاد بچگی خودم میندازه که فک می کردم اوایل بزرگ بودم.

می گی وقتی تووبابایی خواب بودید با دوستات رفتی دانشگاه ._ اخه من ترو بخورم خوبه ؟؟_

خیلی حساسی که دعوا نشی .برعکس خیلی از بچه ها .حتی تو خلوت هم دوس نداری.چون فک می کنی اونقدر بزرگی که نباید اشتباه کنی که بخاطرش دعوا بشی.

اصلا دلت نمیخاد اذیت کنی یا خرابکاری داشته باشی یا یه کار معمولی بچگانه بکنی.مثلا وقتی از رو ذوق وشوقت عمه جونت رو حسابی اذیت کردی بعدش می گفتی من خیلی ناراحتم .هی ازت پرسیدم چرا ؟

می گفتی من از دست خودم ناراحتم که اون کاررارو کردم .

 

عزیزم منم برات توضیح دادم که اون کارا طبیعیه ونشون دهنده دوست داشتنه .اینقده فک نکن کار بدی کردی.

خیلی خیلی مثبت وشادی.کوچکترین کاری ترو خوشحال می کنه .مدام درحال تشکر کردنی .مدام حرفای خوب ومثبت می زنی .

مثلا با وجودی که خیلی غذا خور نیستی هی می گی به به چه غذای خوشمزه ایی.یا می ری بیرون می گی داره بهت خوش می گذره .حرفهای بزرگانه ات که دیگه منو کشته .

می گی به به چه روز قشنگی ، چه هوای خوبی .چه افتابی چه جای قشنگی و...همیشه درحال تعریف کردنی.

من میدونم تو خیلی بیشتر از لیاقت منی .مدام از خدا میخوام منو لایق مادری فرزندی چون تو بکنه .

مدام ممنون وشکرگذارشم .

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , عشقولانه هامون با شازده
[ جمعه ٢٢ آبان ۱۳٩٤ ] [ ٢:٤٩ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

شازده لجباز

یه مدته که بخاطر مقتضی سنی ت حسابی لجبازشدی.

گاهی بین دوتا چیز از من میخای که اول یکی رو انتخاب کنم تا تو بتونی دقیقا برعکس من نظر بدی.
کلا میبینی ما چی میخایم که تو برعکسش رو بخای.
بیشتر وقتا میگم باشه ولی دقت کردم سکوت میکنم بهتر جواب میده.
اینروزا هم میگذره.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٤ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

گردش سه نفره !

 

 

 

دیروز روز شازده بود .البته اکثر روزها روز اونه .

از وقتی بچه دارشدم تمام خوشی گردش وبیرون رفتنم رو حول محوره پسرک شیرینم گذاشتم .اگه به اون خوش بگذره یعنی به ماها هم خوش گذشته .

دیروز با عمه مهنازش رفتیم ویلاژ توریست وشهربازی .بعد هم ناهار بیرون .از اینکه تنها با من باشه خیلی بیشتر بهش خوش گذشت .

وقتی باباش نیست من بیرون می برمش ولی کلا با باباش بیشتر بهش خوش میگذره .حالا عمه مهنازش یه جورایی جور نبودن باباش رو به دوش گشید وبچه ام راضی تر از گردشش بود .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

دومین هفته

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ٧ آبان ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]