تولدت مبارک

 

 

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آفرینش

و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن

و چه اندازه شیرین است امروز ، روز میلادت ، روزی که تو آغاز شدی

میلادت مبارک



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عشقولانه هامون با شازده , روزانه
[ شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

پسر تمیز من

پسری به تمیزی وحساسی ودقیقی تو کم دیدم.
پسری که خیلی بزرگتر وجلوتر از سنشه.پسری که من عاشقشم.

وقتی برای اولین بار عمو هادی _پسر خاله بابایی _اومد خونه امون با یه احساس شیرین و دوست داشتنی بهش گفتی ببین چقدر خونه امون تمیزه.
خیلی دقیق وتمیزی.عزیزم کودکی کن .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

از پوشک گرفتن شازده 2

قسمت اول 

 

 

وقتی بچه رو از پوشک می گیرید تحت هیچ شرایطی دوباره پوشکش نکنید مگه فک کنید هنوز موقعش نرسیده .خلاصه اونروز موفق نشدم ودوهفته بعد دوباره تکرارکردم اونم باز نصف روز .اینبار تو شورت رهایی از پوشکش که عین لاستیکیه یه نوار بهداشتی گذاشتم _ تویه لایه قرار می گرفت وبه پای بچه نمیخوره _ بهش یاداوری کردم که پاش پوشک نیست وفقط شورت داره .متاسفانه اونرزو هم فقط نصف روز اینکاررو انجام دادم وباز شب وبیرون رفتن وپوشک کردن !!

 

یه ماه بعد دوباره نصف روز وباز ...._ خجالت می کشم بگم که بازم بیرون رفتن نذاشت تا اخر شب این برنامه رو رعایت کنم _

 

_تو اطرافیانم نهایت همین موقع ها بچه رو از پوشک گرفته بودند ومی دونستم دیر نشده .تنها یه دختر تو اطرافم داشتم که سر دوسالگیش موفق شده بودند از پوشک بگیرنش .حتی پسر هم داشتیم که خیلی بزرگتر از این سن وسال بود !

 

 

_ 15 شهریور بود وترجیح دادم قید بیرون رفتن رو بزنم وشازده رو از پوشک بگیرم  .این بار رفتم لاستیکی براش خریدم وتوش پوشک بچه گذاشتم _ شازده از پمپرز کامل استفاده می کرد ونمی دونست پوشک چیه _ بهش گفتم این شورت .حداقل اینجوری جایی خیس نمی شد . همین که از شورت رهایی خیلی بهتر بود هرچند اینم بسیار نامناسب وکوچیک وتنگ بود .

 

_دوروز اول عالی بود .یک بار هم اون پوشک خیس نشده بود .فقط بدیش این بود اون لاستیکی بی نهایت تنگ بود _ اخرین سایز بود وشازده هم پسر خیلی توپولی محسوب نمی شد _

 

 

_تصمیم گرفتم لاستیکی رو دربیارم .خیلی پای بچه ام اذیت بود .از اونور دوس نداشتم جایی جیشی بشه .یه پارچه رو چند لا کردم وتو شورتش گذاشتم حداقل اینجوری اگه جیشش میومد سرازیر نمی شد تا حدی که بریزه !

 

_روز سوم وچهارم به مشکل خوردیم.مرتب جلوش خیس می شد _ جیش کامل نمی کرد فقط درحدی می کرد که جلوش خیس بشه _

کمتر از سه روز این بساط رو داشتیم تا متوجه شدم وقتی شازده رو می برم جیش کنه کامل نمی کنه !!

دیده بودم جیشش کم شده ولی گول ترفندش رو خورده بودم .جیش میکرد می رفتیم بیرون یه ربع نمی شد جلوش خیس می شد .هم متوجه شدم موقع جیش کردنش تشویقش می کردم که با سرعت وقدرت این کاررو بکنه .درست عین ماشین مسابقه ایی ها

شازده خیلی ماشین دوس داره .لازمه بگم من تو همون دوروز کلی بهش کادو ماشین دادم .همین که چند تا اسباب بازی تو حموم براش گذاشتم تا سرش باهاشون گرم بشه .این ترفندم که عین یه ماشین باقدرت جیش کنه کارساز شد وشازده جیش کامل می کرد !

 

 

_روز پنجم همه چی عالی شد دوباره شد عین دوروز اول .بدون کوچکترین خیس کردنی.سعی می کردم هم جیش می کنه ببرمش بیرون .نهایت یه ساعت بیرون بمونیم که هم به بیرونش رسیده باشمو تو خونه خسته نشه _ عادت شدید به بیرون رفتن داریم _ هم اینکه نزدیک خونه باشم واگه خیس کرد بتونم سریع برگردم .روز پنجم کاملا فهمیدم دارم موفق می شم

ولی همچنان من می بردمش جیش کنه واز اینکه خودش بگه جیش دارم خبری نبود .

تا اینکه یه دوست خوبم که داشتم باهاش دراین  مورد حرف می زدم وخودش هم یه پسر بزرگتر از شازده داره ، حرف خوبی زد وگفت صبوری کن گاهی تا دوهفته طول می کشه  تا بچه خودش بگه جیش دارم !!

تمام ترسم این بود که موقع تولدش هنوز موفق نشده باشم .

خداروشکر روز ششم همه چی عالی تر شد وشازده هم گفت جیش دارم .البته شبا پوشکش می کنم ولی همچنان تا صب خشک ه .

 

مشکل بعدی بیرون جیش کردنش بود . میدونید همه بچه ها که از پوشک گرفته میشن با این مورد دیر کنار میان .از اونجایی که ما خیلی بیرون میریم خیلی سریع به این قضیه عادت کرد تا جایی که پسر تمیز ومقرراتی من حتی کنار جوب تو کوچه هم جیشش رو کرد .هفته دوم کامل ترس من ریخت ومطمئن شدم که هردومون موفق شدیم ومی تونیم تو تولدش  با خیال راحت خوش بگذرونیم .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , پوشک گرفتن
[ سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

از پوشک گرفتن شازده

 

 

_ امیدوارم این پست به درد حتی شده مادر یه بچه بخوره وبتونه بدون استرس بچه اشو از پوشک بگیره  وعین من در حق بچه نازنینش بخاطر حرفای انچنانی بقیه واطلاعات ناقص تو نت وکتاب ها احجاف نکنه .

 

_ پسرک شیرین من قبل از یک سال وده ماهگیش کاملا جیشش رو می گفت .جوری بود که دوست نداشت تو پوشکش اینکاررو بکنه . پی پیش هم کاملا با علایم بود .از همون اول حالت خاص داشت وجای خاص می رفت تا این کارش رو انجام بده .واسه همین من کلی ذوق وشوق کردم که بچه ام اینقده راحت جیشش رو می گه .

 

_ قبلش خیلی جاها درمورد از پوشک گرفتن بچه چیزی خونده بودم از کتاب بگیر تا سایت ومطالب روزنامه ها وگاها بعضی وبلاگ ها .

متاسفانه بزرگترین اشتباه من این بود که فک می کردم هم پوشک و از پای بچه ام دربیارم اون تا شب می گه من جیش دارم !!

 

_اینجور مواقع هم که خودتون بهتر می دونید همه دوروبری ها بچه های نابغه دارن یا بدون اینکه اطلاعات دیگه ای به ادم بدن می گن طبیعیه که ه چندین بار تو خونه جیش کنه !همین اطلاعات ضد ونقیض وکم تجربگی خودم باعث شد من در حق بچه ام ظلم کنم !

 

_ شازده من اخلاق های خاصی هم داره _ از نظر خوبی ومثبتی _ خیلی حساس ه که یه وقت اشتباه نکنه .همین که موقع خواب ظهر وشبش خیلی شیر میخورد وعامل دیگه بیرون رفتن های زیادمون بود .

از اونطرف منم فک می کردم باید حتما لکن باشه  درصورتی که پسرم اصلا از لگن استفاده نکرد .

 

 

_داشتم می گفتم پسرک قبل از یک سال وده ماهگیش جیشش رو می گفت ومن فک کردم باید حتما لگن براش بگیرم .از اون موق همیشه صب که بیدار می شد ، شب قبل خواب وظهر قبل خواب می بردمش تو حموم که جیش کنه واونم خیلی راحت این کاررو می کرد .رفتیم یه سفر ومن تا بخوام لگن بگیرم این عادت خوب پسرکم از سرش افتاد ومن موندم وپسری که عادت داشت تو حموم جیش کنه و فکر غلطی که فک می کردم خودش باید بگه جیش دارم .

 

_ نه اطلاعات درستی تو نت بود نه تو کتاب ها نه اطرافیان بهم گفتن که چندروزی این قضیه طول می کشه. یه عده بچه هاشون رو نابغه نشون دادن ویه عده هم روم به دیوار شاشو  . این شد که من این قضیه رو مسکوت نگه دارم تا اواسط تیر همین سال یعنی دقیقا بیش از یک سال بعد.

 

 _رفتم وبراش شورت رهایی از پوشک گرفتم .یه چیزی تو مایه های  شورت لاستیکه.شازده رو بردم جیش کرد وهمه حواسم رو دادم بهش.

سر یه ساعت دیگه دوباره بردمش وبهش تذکر دادم که پوشک نداره .ولی درکمال تعجب کمتر از یک ساعت نگذشته بود که دیدم زیرش خیس شده وجیش کرده واز اون بدتر به من اطلاع نداده وهمچنان داره بازی می کنه !

 

_شازده هم سر وزبون خوبی داشت وداره .م خیلی  هم مسوولیت پذیره  .خیلی تعجب کردم چون خیلی هم تمیزه .به همسری گفتم این هنوز موقعش نیست .تا عصری صبر کردم وشب که خواستیم بریم بیرون پوشکش کردم .کاری بسیار بد !!!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , پوشک گرفتن
[ سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

ادبت کجا رفته ؟!

ادبت کجا رفته ؟!

ظهر همسرم خونه نبود واسه همین شب به همسرم گفتم کنارشازده بمونه تا بچه دلی از عزا دربیاره وحسابی با باباش بازی کنه.

بعد شام ،شازده پازلش رو میاره که با باباش بازی کنه.اخرای کاربود که همسرم خواست بساط شام رو جمع کنه وبه من کمک کنه.
هنوز از جاش بلند نشده بود که شازده گفت ادبت کجا رفته ؟!
همسری هم توضیح میده که میخوام به مامانی کمک کنم.
بازم شازده کوتاه نمیاد ومیگه خیلی بی ادب شدی ها !!

بچه ام بهش برخورده بود بازیش نصفه بمونه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]