لجباز کوچولو من

پسر شیرین زبون منطقیم که گاهی بخاطر منطق ت با بچگیت مقابله میکنی ومنم قدر این کارت رو میدونم.چرا گاهی تا این حد لجباز وسرکش میشی وهیچ رقمه هم از موضع خودت کوتاه نمیای!؟

چرا پسر مهربون وعاقلی مثل تو گاهی با وجودی که میدونه حرفش درست نیست تا این حدپافشاری می کنه؟

من عاشق توام. هرجور که باشی.از بچگیت لذت ببر پسرم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

 

[ پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

ظرف شکستنی میخام !!

امشب برای اولین بار سر شام گفتی :منم از ظرفای تو میخام.ظرف شکستنی !!


جریان از این قراربود که میخاستی از ظرف من غذآ بخوری.چیزی که خیلی وقت پیش روت کارکردم که از لیوان وظرف خودت باید استفاده کنی.

با این وجود امشب هی از ظرف من غذا خوردی هرچی تذکر دادم فایده نداشت.
تا بفکر بابایت رسید .ازت پرسید از ظرفای ما میخای؟ که تو هم اون جمله رو گفتی .


رفتی خودت بشقاب اوردی وگفتی من از این ظرفا شکستنی میخام.

من موندم این شکستنی بودن وغیر شکستنی بودن رو ازکجا یاد گرفتی .

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

 

[ پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

موی کیوی !!

تو یه ظرف چند تا کیوی ویه چاقو وچنگال گذآشتم واومدم پیشت .تا موقع کارتون دیدنت برات پوست بکنم وبدم .بلکه یه برش بخوری.

تو پیشدستی رو نگاه کردی ومیگی :مامان موهای پوستش تو ظرف ریخته که !!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ٩:٤٩ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

بانک



میدونم که بچه هایی که مدرسه نرفتن وخوندن نوشتن بلد نیستن از هر نوشته واسمی عکس میگیرند.


توعاشق ارم وعلامتی .فقط موندم چطوری تشخیص میدی که فلان ارم علامت یه بانک ه وتابحال هم اشتباه نکردی.

مثلا میگی مامان این ارم چیه؟!_ارم نایک رو دیدی_ولی برای بانکها حتی موسسه هایی مثل ثامن ومیزان وبانکهای نامتعارف تر مثل اقتصاد میگی مامان این چه بانکیه؟

یکبارنشده که اشتباه کنی وبانک رو تشخیص ندی.هربار واقعا یه بانک بوده پرسیدی مامان این چه بانکیه؟

چطور متوجه میشی وفرق بانک وارم ومارک ها رو میفهمی؟!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ٦:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

اب بازی

امروز بردمت بیرون به قصد اب بازی!!

هوا حسابی گرم بود و تو هم سرمست اب بازی وتو جوی اب راه رفتن.
از شانسمون داشتن جوها کوهسنگی رو میشستن ونشد بیشتر از این با پاهات تو اب راه بری.
بهت قول دادم یه روز دیگه....حتمن یه روز دیگه تو رو سیراب از اب بازی خواهم کرد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۳:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]