روزهای شیرین درکنارتو بودنم میگذرن .به سرعت برق وباد .ومن با تمام وجودم این روزها رو میبلعم.
روزایی که درکنارشادی وبازی تو تکمیل میشه.روزهای افتابی وداغ .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , عشقولانه هامون با شازده
[ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

پسرم

بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم مهمانی در خانه ام هست و روزی از کنارم می رود. روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا میشود... به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی از من یاد کند؟ کدام مهمتر است.خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟
چون دانستم که او مهمان خانه من است. این باعث شد اولویتم را تغییر دهم، بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست....
شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم. از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.. از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضی شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد .....
اما......... فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من وخشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است..... چون می دانم...... او مهمان زودگذر خانه من است.
کودک عزیزم  امیدوارم مهمانی خانه من  زیباترین مهمانی زندگیت باشد



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , عشقولانه هامون با شازده
[ سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

تغییرات

گاهی ادم فک میکنه برای دیدن یه تغییر تو فرزندش باید ماهها منتظر بمونه.


ولی تغییرات اونقدری سریع اند که گاهی ادم نمیتونه ثبتشون کنه.

تغییرات ظاهری ،تغییرات رفتاری وسلیقه ایی وحتی نوع ذایقه .
وقتی برای اولین بار به غذآ خوردن افتادی ورسید به فرنی خوردنت خوب بود.بعد اون سوپ خوردی ودیگه لب به فرنی نزدی.
هنوزم طعم شیرینی رو اصلا دوس نداری وفقط شکلات تلخ میخوری ویه مدته بستنی اونم از نوع شکلاتیش.
بعد سوپ که به برنج خوردن افتادی دیگه لب به سوپ نزدی...هیچ رقمه.
تا همین دوهفته پیش...برام جالب بود .
سوپ خوردی.تو این مدت کوتاه هم چندباری که ازت پرسیدم چی دوس داری وچند رقم غذآ بهت پیشنهاد دادم سوپ رو انتخاب کردی.

یادمه حتی تو مریضی هات هم سوپ دوس نداشتی ومن جایگزینش یه جور اش بلغور ویه جور شله بهت میدادم.


فووریت های غذآییت کباب وزبون ه ودر درجه بعدی وهرزگاهی پیتزا س.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

شازده مثبت من

عاشق لذت وصف ناشدنی هستم که با بیرون رفتن دونفرمون تو به من منتقل میکنی.
بچه مثبت ومهربون وشیرین زبونم.هم با شادی بیرون میای وهم باشادی ولذت ازبیرون رفتنات تعریف میکنی.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

تو فکر یه مهمونی

[ شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

علاقمندی هات

از بهار سال 93 بیرون اومدن دوتایی اونم با ماشین رو باهم تجربه کردیم.

قبلش همیشه بابایی مارو جایی میبرد.برای گشت وگذارهای کوچیک هم با کالسکه بیرون میبردمت.
پسر فوق العاده عاقل ومنطقی هستی.
امروز داشتم به تغییرات رفتاری وفکری وهمینطور عوض شدن ذآءقه فکر میکردم.

یه مدت رو دور خرید سی دی بودی.
یه مدت عاشق کتاب بودی.البته دوران کتاب دوستیت خیلی طولانی بود.از همون اوایل بچگیت شروع شد .هنوزم کتاب جدید برات میگیرم ذوق داری.وهنوزم جزو علاقمندی هاته.
یه مدت رو دور کتاب رنگ آمیزی ومدادرنگی افتادی.
مدت کوتاهی هم تبلت دوس داشتی.الان هر یکی دوروز نیم ساعت هم بازی نمیکنی.
وبعد ....عاشق ماشین شدی.نه کنترلی.از این کوچیکا قدرتی.همونایی که میکشی عقب تا راه بره.
خیلی وقته...خیلی وقته که فقط فقط با ماشینات بازی میکنی وفووریتته.
همینجور عاشق ماشین های واقعی هستی.خیلی خیلی اسم ماشین بلدی ویه ماشین باز حرفه ایی شدی.
گاهی اون همه ماشینت رو میچینی ومیگی من نمایشگاه ماشین دارم.

قربون تو شازده ماشین دوست برم من.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

شادی پاک وکودکانه

چند شبه سرگرمی جدید برات درست شده.سه چرخه ات رو برمیداری وراهش میبری وگاهی هم میشینی روش.

دیشب کلی راه رو باهمدیگه رفتیم.هواخنک وشادی کودکانه بی الایش تو منو حسابی سرخوش کرد واین مسافت زیاد رو متوجه نشدم.


چقدر توشاد ومعصوم وشیرینی پسرم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

بچگی کن فرزندم

خیلی وقتها میشه که محو تماشات میشم.نگاهت میکنم وقربون صدقه ات میرم.از ته دل دعا میکنم همیشه تنت سالم باشه ولبات خندون.

نگاهت میکنم چون این روزا هیچ وقت برنمیگردن .تا بخودم بیام بزرگ شدی واینروزای تکرار نشدنی از کفم رفتن.
عاشقتم فرزندم .بچگی کن .

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

این کثیفه ؟؟

از دست شیرین زبونی های تو.
چندین ماه پیش موقع ناهارمون رو ماست خرد نون ریخته بود وتو گفتی این کثیفه ولب بهش نزدی.
بعد اون هر وقت ماست اوردم گفتی ماست کثیف نیس؟؟
تا اینکه تو عطاویج برای اولین بار دیدی رو سیب زمینی اویشن هم زدن.گفتی این کثیفه؟؟
گفتم نه عزیزم روش ادویه زدن خوشمزه تر بشه.
حالا بزرگ وعاقلی واستدلال منو میفهمی ودرک میکنی.

حرکات ورفتارات مردونه تر شده مامانی.

 

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

 

الهی شکر .
شازده خوشگلم تو یه بچه خیلی اجتماعیی هستی.دوست داری تو جمع هم سن وسالات باشی.
خداروشکر تو مهد بهت خوش میگذره.این هفته سوم بود .این هفته دیگه من تو مهد هم نموندم.. واومدم خونه یا رفتم سراغ کارام.
موقع تعویض دوسه باری اذیت کردی ولی باهاش کنار اومدی.
هفته ای سه روز گاهی دوس داری روزای دیگه هم بری ولی من تمایل ندارم همین مقدار کافیه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]