مهمونی 100 هفتگیت

[ یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

روز تو

 

 

 الان تو خواب نازی ومن از این موضوع استفاده کردم ودیواررو برات تزیین کردم. فردا روز مهمونی تو ه عزیز دل من وباباقلب



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , عشقولانه هامون با شازده
[ پنجشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

حس جدید

 

 

 

بیشتر وقتا بیش از دو هفته از نوشته ها وتغییراتی که در تو بوجود میاد واینجا نوشته جلوتری.به دست اوردن حس جدیدت مبارکت باشه عزیزم



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

شیرین پر حرفم !

 

 

 

_قربونت برم که این همه تغییراتت سریع ه.حالا کاملا بصورت جمله بندی حرف میزنی.حداقل چهارکلمه تو یه جمله. دایره لغتت خیلی وسیع شده .وقتی بیرونیم دوس داری نشون بدی اطلاعاتت چقدره .مدام همه چی رو به ما معرفی می کنی.

 

_ عاشق با تلفن خرف زدنتم.خدا نکنه یکی برات خیلی عزیز باشه .سلام وچطوری رو خیلی بیشتر از افراد معمولی برای عزیزانت می کشی .اونقدر شیرین می گی خوووووبی که تو دلم قند اب می شه.

 

_حس مالکیتت شدیدشده .هر چیزی که مال تو باشه می گی مال منه واسمت رو میاری.

مثلا می گی لباس شازده ! یا شامپو من.جالبه لوازم واشیائ من و بابات  رو هم تفکیک میکنی.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

شازده با سلیقه من

 

 

 

من عاشق این همه دقت وعلاقه تو ام .به لباس عوض کردنم یه لاک دست ورنگ رژم خیلی علاقه نشون میدی.

خوشت میاد لباس خوشگل تنم کنم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

لی لی حوضک

 

شعر کودک

شعر کودک

 

 

*********

 

لی لی لی لی حوضک
گنجیشکه آمد آب بخوره افتاد تو حوضک 
این یکی درش آورد
این یکی آبش داد
این یکی نونش داد 
این گفت: کی هلش داد؟
منه منه کله گنده



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شعرای کودکانه
[ پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

جرالد کوچولو من

 

 

 شازده خوشگل وشیرین من با وجودی که خیلی وقته خیلی روان وراحت حرف می زنی ومن وبابایت کاملا متوجه حرف ها وخواسته هات می شیم .بازم از صدا  دراوردن برای بهتر حرف زدنت استفاده می کنی .می ریم بیرون همه چی رو معرفی می کنی .از عابر بانک وماشین وموتور واتوبوس بگیر تا فروشگاه ها که توش جارو وکولر ولباسشویی داره .بیشتر مواقع با اسم بردنشون هم صداش رو در میاری.

سوار هواپیما شدی هنوز تیکاف نکرده بود تو صداش رو دراوردی.سوار ماشین که می شی می گی گاز بده بعد هم صداش رو در میاری.خیلی از این حرکتت خوشم میاد .خیلی هم برای بقیه جالبه .شدی یه پا جرالدبغل



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

اولین کوتاه کردن مو

 

 

 

 بعضی وقتا ادم تو شناخت بچه خودش هم می مونه.میدونم برای گفتن لقب شیطون بودن به یه بچه ایی که هنوز دوسالش هم نشده خیلی زوده .چون در اصل اونا شیطون نیستن فقط کنجکاو اند .همین که خیلی از مسایل تربیتی روشون سازگار نیس .درسته کلمه نکن ودست نزن رو می فهمن ولی عملا نمی تونن این کارا رو انجام ندن .نه اونقدری خطر رو حس می کنن نه کثیفی ونه خیلی کار بد رو

.از اونجایی که بچه های اطرافم چه دنیای واقعی چه مجازی همه برای سلمونی رفتن ادا دراورده بودن منم  فک می کردم باید این کار برامون خیلی سخت باشه .مگه می شه شازده رو یه جا بند کرد ونشوند ؟

پسر دوستمون اولین اصلاحش بعد دوسال ونیمیش بود .نیکان هم که کلی گریه کرده بود .منم گفتم باشه تا موقع تولدش دیگه هرچی باد وباد.

 

تا امشب .امشب که با باباش برای گردش بیرون رفته بودند کمی دیرتر اومدن .من بیشتر از دوساعت طاقت دوریش رو ندارم .بهشون زنگیدم وگفتن تو ماشینیم وداریم دور می زنیم .نگو بعدش باباش می بینه ارایشگاه خلوته وشازده رو می بره برای کوتاهی موهاش.

یعنی خودش وارایشگره کف کرده بودند هاااا.ارایشگره می گفته تو عمرش یه بچه اینقدری رو این همه ساکت ندیده که موهاش رو کوتاه کنه .شازده خیلی شیک وریلکس می شینه رو صندلی وموهاش رو مدل المانی کوتاه می کنه وباعث کف کردن باباش وارایشگره وبعد هم من می شه که عجب پسریه همون پسری که 5 دقیقه تو هواپیما بند نشد چطوری با این قضیه این همه راحت کنار اومده .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

شازده شیرین من

 

 

 

 تو سالن فرودگاه از دور چشمت می افته به یه توپ کوچولو زرد رنگ دست یه بچه .می دویی ومی ری سمتش .منم همراهت میام که جلوی درگیری احتمالی رو بگیرم .دستات رو عین شعار دادن تو هوا می گیری ومی گی ایران...ایران ..._ تو پ فقط زرد رنگ بود نه ارم جام جهانی داشت نه پرچم ایران که تو این همه جوگیر شده بودی_

کمی اونور تر دهن یه دختر بچه پستونک می بینی .سریع دستات رو مدلی می کنی که انگار تو بغلت یه نی نی ه .همزمان هم شعر لالایی میخونی .خوب من با این همه شیرینی وجلب توجه ات چیکار کنم شازده شیرین من؟قلب



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٦:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

اولین تجربه سفر هوایی

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٦:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]