بیست ماهگیت

 

 

 

چه عدد قشنگی !بیست ماهگیت مبارک شازده دوست داشتنی من.

یه پسر شیرین وخوش سروزبون که شیطون ووروجک هم هست.

یه پسر نازنینی که برای من شعر تاب تاب عباسی ...رو میخونه.

پسری که هر کلمه ای بهش بگی  ،جوابت رو میده میخواد خیلی به اون کلمه نزدیک باشه یا خیلی دور.

یه پسر باهوش که تو پارک جهت یابیش حرف نداره.ادرسا رو خوب بیاد میاره .حتی اگه یه بار اونجا رفته باشه.از ارایشگاه بگیر تا فروشگاه هایی که براش خرید میکنم وپارکی که می برمش وخونه دوستان !

یه پسر نازک نارنجی ولوس که برای اولین بار زانوش خراشیده شده وهی به من نشونش میده تا ازم برای خوب شدنش بوس بگیره.

یه پسری که گاهی بشدت از دستش خسته میشم ولی لبخند شیرینش وشیطنتاش واون نگاه دوست داشتنیش ابی ه بر آتش خستگی هام.

فرزندم مبارکت باشه این ماهگردت.قلب



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

آب بازی

 

شازده پسر شیرین وشیطون من از همون موقعی که تو پارک برای اب بازی بردمش وکلی اب بازی کرد ولذت برد .فهمید حموم تنها جایی نیست که میشه توش اب بازی کرد.از اون موقع دیگه از جلوی هیچ شیر ابی به راحتی نتونستم رد بشم.هروقت میریم بیرون به شیر اب تو پارکینگ گیر میده .

وقتی ظهر بیرونیم اجازه میدم تو حیاط اب بازی کنه.گاهی هم تو تراس براش اسباب اب بازی رو مهیا میکنم .واسه همین امشب براش یه ست تفنگ اب پاش گرفتم وکلی به شرش تو پارگ گیر کردم.

دیگه شبی وتو هوای نسبتا خنک هیچ رقمه کوتاه نمیومد که اب بازی نکنه .منم سریع بساطش رو جمع وجور کردم وبرگشتیم خونه.

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

من وشازده

 

 

 

 شازده خوشگل ودوست داشتنی وصد البته باهوش من

هروقت که می برمت پارک نزدیک خونمون واز جلوی فروشگاه بچه های افتاب رد می شیم چنان ذوق میکنی ومیخوای از بغلم بیرون بپری اونم بخاطر سی دی!! ازدور فروشگاه رو تشخیص می دی وسی دی... سی دی میگی.

برات ست کامل بی بی انیشتن رو گرفتم .تونستم از دی وی دی هاش چندین اپیزودش رو بیینم .خودت که خوشت اومد.ولی بنظرم کارای اینجا همینه .بعضی اپیزوداش وقسمتاش به زبان انگلیسی نیست.قبلا یه اپیزودش رو از نت دانلود کرده بودم. باید اونودر اسرع وقت ببینم وبا این دی وی دی ها مقایسه کنم.

احتمالا باید به انتشاراتیش زنگ بزنم وبرای این گندکاریشون تشکر کنم !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

روزت مبارک بابایی

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

۱۵ ایده تزئین دیوار برای جشن تولد و مهمونی

 

7

 

8

 

ا9

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , معرفی سایت
ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

بازی هایی برای تقویت حافظه کودک


برترین ها: به عنوان پدر و مادر یک کودک، شما از اینکه گاهی فرزندتان چیزهای ساده ای را به یاد نمی آورد حیرت می کنید. برای مثال ممکن است او نام همسایه را به یاد نیاورد یا یادش نیاید که امروز در مهد کودک با چه کسانی بازی کرده است. با آنکه گاهی به نظر می رسد انگار فرزندتان حافظه اش مانند یک ماهی قرمز کار می کند، ولی می توانید مطمئن باشید که مخزن حافظه کوچک او سخت در حال کار کردن است تا توانایی ذخیره سازی و فراخوانی اطلاعات را تقویت کند. از آنجائیکه تقویت حافظه کودک می تواند بر توسعه ادراکی تا موفقیت آکادمیک آتی او اثرگذار باشد، اهمیت آن را نمی توان دست کم گرفت. بازی های سرگرم کننده هم به تقویت حافظه کودک کمک می کنند و توانایی او برای استدلال را نیز بهتر می کنند.


بازی حافظه


یکی از سنتی ترین راه های تقویت حافظه کودک از طریق بازی های پیدا کردن همتا است که در این بازی ها کودک باید لنگه ای از یک جفت وسیله یا کارت را بگردد و پیدا کند. نیازی نیست که به دنبال پازل های گران قیمت باشید، زیرا انواع و اقسام بازی های حافظه چه در فرمت قابل پرینت و چه در فرمت الکترونیکی موجود است و بیشتر آنها برای کودکان جذابیت زیادی دارند. اگر فرزندتان به گوشی هوشمند یا تبلت دسترسی دارد، می توانید در فروشگاه های برنامه های الکترونیکی جستجو کنید و ببینید چه بازی ها و برنامه هایی برای دستگاه شما وجود دارد.

بازی گمشده

سه یا چهار اسباب بازی کوچک را در یک ردیف بگذارید. برای مثال می توانید از عروسک های مینیاتوری، ماشین اسباب بازی و یک مداد را کنار هم بگذارید. به فرزندتان بگوئید که چشمانش را با دست بگیرد و سپس یکی از اسباب بازی ها را زیر کاسه یا لیوان پلاستیکی پنهان کنید. از او بخواهید چشمانش را باز کند و حدس بزند که کدام اسباب بازی پنهان است. اگر فرزندتان مطمئن نیست که کدام اسباب بازی پنهان است، برایش توضیحاتی اینچنین بدهید: «ما سه تا اسباب بازی داشتیم: مداد، ماشین و میمون. فکر می کنی کدومش زیر این لیوان قایم شده؟» وقتی حدس او درست بود، تشویقش کنید و به او فرصت بدهید تا این بار او بازی کند. برای توسعه مهارت های ادراکی فضایی کودک، اسباب بازی ها را هر بار جابجا کنید. اگر فرزند دیگری دارید که از او بزرگتر است، اسباب بازی کوچکی را زیر یکی از لیوان ها پنهان کنید و از او بخواهید که آن را جستجو کند و لیوان های را جابجا کنید.

بازی الگوها و رنگ ها

ترکیبی از وسایلی را جمع کنید که الگو مشابهی داشته باشند، مثلاً بلوک های خانه سازی با رنگ های مختلف یا لیوان های پلاستیک رنگارنگ. سه یا چهار تا از این وسایل را به ترتیب رنگی قرمز، آبی، قرمز، آبی بگذارید. بگذارید فرزندتان چند دقیقه به این ترتیب رنگی نگاه کند و سپس وسایل را جابجا کنید. سپس از او بخواهید که دوباره این ترتیب رنگی را بچیند. اگر این کار را درست انجام داد، تشویقش کنید. هدف از این فعالیت آن است که یک ترتیب و الگوی ساده به کودک آموخته شود. در ابتدا فقط از دو رنگ استفاده کنید تا به تدریج مهارت های بازشناسی الگو در کودک بهبود یابد و سپس سه یا چهار رنگ مختلف را بچینید.

کلمات و تصاویر

کودکان عاشق حیوانات هستند و به همان اندازه نیز صدا در آوردن را دوست دارند. برای کمک به بهبود حافظه کودک، این دو را با هم ترکیب کنید. با استفاده از کتاب مصور یا تصاویر حیوانات که از مجلات جدا کرده اید، به یک حیوان اشاره کنید و صدای آن حیوان را درآورید. پس از چند مرتبه بازی با کودک، از او سوالاتی در مورد صداهای حیوانات مختلف سوال کنید و بدین ترتیب حافظه او را تمرین دهید. یا اینکه از او بخواهید صدای حیوان خاصی را درآورد. این کار نه تنها مهارت های مربوط به حافظه او را تقویت می کند، بلکه مهارت های شنیداری و زبانی و استدلالی او را نیز بهبود می بخشد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: معرفی سایت
[ یکشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

شازده در پارک

 

 

شازده رو بردم پارک.جای اب نما تو شهربازیش.اول که نمیخواست خیس بشه وفواره ها رو بگیره .مخصوصا که یه دفعه فواره ها بلند می شدن.جیغ می کشید وفرار میکرد بعد هم که ترسش ریخت دیگه بیرون نمیومد!

خوب شد یه سوئیشرت براش برده بودم که لباس خیسش رو عوض کنم .دفعه بعد مجهز تر میرم _ اطلاعی از این اب نما برای بازی بچه ها نداشتم _

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

در 24 ساعت کودک‌تان را خلاق کنید

 

 

مجله سیب سبز: باید بدانید که راه خلاق شدن کودک‌تان از شما می‌گذرد. تنها کافی است که بدانید در 24 ساعت روز چقدر می‌توانید در بروز استعدادهای کودک‌تان دخیل باشید.  آنها فقط به یک راهنما نیاز دارند. کودکان ریسک‌پذیر هستند و می‌توانند مسائل را حل کنند و البته مشاهده‌گرهای بی نظیری هم هستند. وظیفه شما به عنوان والدین تقویت قوه تخیل و ایجاد فرصتی برای بروز شخصیت کودک است بنابراین باید محیط خانه بستری برای ایجاد خلاقیت باشد اما اغلب والدین در خانه درگیر مسائلی مانند آشپزی، رسیدگی به امور خانه، شستن لباس و... هستند و ایجاد فرصت برای کودکان به منظور داشتن سرگرمی‌های خلاقانه کار سختی به نظر می‌رسد. بهترین کار این است که آنها را تولید کنندگان ایده بار بیاورید. با ما یک روز کامل را مرور کنید و راهنمای ما را به دقت بخوانید تا ببینید که چه ساده می‌توانید به کودک کمک کنید.

  بیدار شدن

بازی نرمش: همین که چشم‌های‌تان را باز کردید و سراغ فرزندتان رفتید، تک تک اعضای بدن را صدا کنید تا نرمش کنند، هرچه بامزه‌تر این کار را انجام دهید بهتر است، مثلا «دست‌های علی گجتی کش بیاین!» در این حالت بدن و مغز کودک به طور همزمان رشد می‌کند بنابراین هر چیزی که او را به صورت فیزیکی گرم کند می‌تواند در رشد شناختی او نیز موثر باشد.

ساعت‌های بیداری: با هم تصمیم بگیرید که چه ساعتی از خواب بیدار شوید و به او یاد دهید که چطور ساعت را کوک کند. کودکان 4 ساله و بالاتر به راحتی از عهده این کار برمی‌آیند به خصوص اگر قرار باشد فقط یک دکمه روشن و خاموش را فشار دهند. این مسئولیت را به او بدهید که هر شب خودش ساعت را کوک کند و اختیار این که با چه صدایی بیدار شود را به خودش واگذار کنید.

در 
24ساعت کودک‌تان را خلاق کنید


سرزمین اسرار آمیز: وقتی چراغ اتاق را خاموش می‌کنید اعلام کنید که تخت کودک‌تان صبح تغییر کاربری خواهد داد و جایی برای خوابیدن نیست. این تخت صبح یک آکواریوم، یک ابر و هر چیزی که کودک دوست دارد می‌شود.

بعد از کودک بخواهید در جایی که تصور کرده بیدار شود. فکرش را بکنید کودک‌تان چقدر خوشحال می‌شود وقتی در یک قایق وسط دریاچه بیدار شود.

 در ماشین

من متوجه شدم: یک مشاهده‌گر بسازید. «من متوجه شدم که باران تند است و تعجب کردم که چرا؟» یا «دیدم کفش‌هات بند داره، چرا؟» بعد سکوت کنید. اجازه دهید کودکان شانس‌شان را برای ایجاد ایده در مغزشان امتحان کنند. اصلا مهم نیست چه توضیحی می‌دهند، هیچ وقت آنها را تصحیح نکنید و فقط بگویید عجب ایده جالبی.

زمانی برای شعر: دوکلید بدهید: «من دنبال کلمه‌ای هستم که رنگش مثل گل رز باشه و یک وسیله‌ای که با اون می‌تونم ماشین رو نگه دارم. آفرین ترمز قرمز درسته.» شاید به هم قافیه بودن کلمات پی ببرد، شاید هم نه اما همین که مغزش باید بین ایده‌های مختلف ارتباط ایجاد کند باعث بروز خلاقیت می‌شود.

داستان گروهی: گذشته از آن که کودک در سرویس مدرسه است یا خودش تنهاست شروع به داستان‌گویی کنید. بعد از کودک یا کودکان بخواهید داستان را ادامه دهند. قانون‌تان باید این باشد که هیچ چیز را ویرایش نکنید.

شستن دندان‌ها

وقت بگذارید: یک تایمر بامزه و خنده‌دار تهیه کنید و به کودک یاد دهید چطور از آن استفاده کند. به این ترتیب او مسئول این کار خواهد بود و احساس می‌کند آزادی عمل دارد که کاری را خودش انجام دهد.

فکرش را باز کنید: از او سؤال کنید «فکر می‌کنی میمون‌ها چطوری دندوناشونو می‌شورن؟» یا «فکر می‌کنی توی کره ماه چطوری بتونی دندوناتو مسواک کنی؟»

اپرای دندان: می‌توانید یک بازی با خواهر و برادرها یا خودتان راه بیندازید. به این ترتیب که وقتی یکی دندان‌هایش را مسواک می‌زند دیگری برایش آوازی درباره دندان بخواند. بعد جاهای‌تان را عوض کنید. در این صورت بچه‌ها مدت طولانی‌تری مسواک می‌زنند تا ترانه‌ای که ساخته‌اند هم‌خوانی بهتری پیدا کند.

رفتن به تختخواب

بشکنید: بچه‌ها درباره زمان خواب فکر نمی‌کنند و مجموعه‌ای از کارها آنها را به زمان خواب می‌رساند. آنها به اهداف فکر نمی‌کنند. خلاقیت چیزی نیست که در پایان بروز کند بلکه در مسیراتفاق می‌افتد. بچه‌ها نباید تنها به هدف تمرکز کنند بلکه می‌توان به مسیر هم توجه کرد. در راه رسیدن به زمان خواب اتفاق‌هایی مانند زمان لباس عوض کردن، زمان مسواک زدن و زمان قصه گفتن می‌تواند بیفتد.

داستان دو دقیقه‌ای: به جای خواندن کتاب یک داستان با کودک‌تان بسازید و برخی جاها ساکت بمانید تا کودک‌تان خودش داستان را بسازد.

آرزو بسازید: قبل از خواب یک رؤیا برای جهان داشته باشید. شاید آرزوی فرزندتان این باشد که مدرسه‌ها فردا تعطیل باشد اما آنها به زودی درمی‌یابند که آروزها چیزی فراتر هم می‌تواند باشد. مثلا اینکه دوست دارند دایناسورها دوباره به زمین برگردند یا چشم‌هایی در انگشت‌شان داشته باشند.

لباس پوشیدن

بدن‌شان انتخاب‌شان است: این کار با قوانین والدین شروع می‌شود. اگر می‌خواهید کودکی خلاق داشته باشید باید کنترلی را هم اعمال کنید. کودکان 7 ساله و بزرگ‌تر آزادند هر آنچه می‌خواهند بپوشند. در مورد کودکان 2 ساله می‌توانید 2 عدد پیراهن بردارید و از او بخواهید بین آنها انتخاب کند.

زمینه پیشنهادکنید: یک روز را مثلا روز صورتی اعلام کنید و از کودک بخواهید سراغ کمدش برود و هر چیزی که می‌تواند در زمینه آن روز به تن کند، انتخاب کند. دقت کنید حالا به جای این‌که به او بگویید برو لباس بپوش توانسته‌اید کاری کنید که  چیزی خلق کند. یادتان باشد هیچ وقت به او نگویید «مطمئنی می‌خوای اینو بپوشی؟»

جاهای‌تان را عوض کنید: به کودک اجازه دهید برای‌تان لباس انتخاب کند. این به این معنا نیست که فرزندتان می‌تواند لباس مسافرت را به جای لباس کار به شما بپوشاند. مثلا می‌توانید بگویید «من الان چی می‌تونم بپوشم که گرمم بشه؟» به این ترتیب او به دنبال راه‌حل می‌گردد.

تمیز کردن خانه

قوانین را تغییر دهید: هیچ کس از تمیز کردن لذت نمی‌برد اما می‌توانید آن را به چالشی جدید تبدیل کنید. اول از کودک بخواهید تمام اسباب‌بازی‌های قرمزش را جمع کند، بعد آبی‌ها را و بعد آن‌هایی که کوچک‌تر از دستش است و غیره.

تفویض کنید: بچه‌ها دوست دارند مسئول بعضی چیزها باشند، این به آنها مسیر ایده تا عمل را یاد می‌دهد بنابراین به آنها اجازه دهید خودشان کاری را که دوست دارند انجام دهند.

وانمود کنید: هر زمان لازم باشد می‌توان یک بازی هیجان‌انگیز راه انداخت و تصویرسازی آنها را تقویت کرد. قرار نیست قبل از خواب صرفا تمیز کاری انجام دهید. می‌توانید هنگام تمیز کاری با آدم‌فضایی‌ها معاشرت کنید یا از اینکه یک بازیگر معروف در کارهای خانه به شما کمک می‌کند تشکر کنید و با او هم‌صحبت شوید.

 بیرون آمدن از خانه

مامان حلال مشکلات است: وقتی برای بیرون آمدن از خانه دیرتان شده، همان لحظه حرفی نزنید و این مسئله را سر شام مطرح کنید. بگویید «ما برای سر وقت مدرسه رفتن مشکل داریم. فکر می‌کنی باید چه‌کار کنیم؟» در اینجا باید شما هم همکاری کنید.

ماموریت غیرممکن: این کار را تبدیل به یک چالش فیزیکی کنید. «چطور می‌تونی از خونه خارج بشی بدون این‌که کسی ببیندت؟ بدون این‌که روی فرش راه بری؟ بدون استفاده از دست‌هات؟» یکبار امتحان کنید که عقب عقب از خانه خارج شوید، خواهید دید که به جای داد زدن با خنده به مدرسه و محل کار خواهید رفت.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: معرفی سایت
ادامه مطلب
[ جمعه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

قد آینده فرزندتان را پیش بینی کنید!

 

 

 

اختلالات عاطفی و عدم برخورداری از مهر و محبت مادری می تواند در کوتاهی قد دخالت داشته باشد ..



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: معرفی سایت
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

 

 

 

لالایی می خونم

 

روتو می پوشنم

 

بی ترس و اضطراب

 

با من بری بخواب



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شعرای کودکانه
[ سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

روز معلم

 

 

 

 

 

 خداروشکر. نمردیم وزنده موندیم اولین تجربه کادوی روز معلم اونم از طرف شازده رو تجربه کردیم .

امروز دو بسته شکلات پذیرایی پاپیون زده خوشگل رو ازطرف شازده برم مهد .یکی برای مدیریت ویکی هم برای مربی پسرک.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

به همین سرعت

 

 

 

باورم نمیشه به همین زودی دوهفته از مهد رفتنت گذشته ._ یک روز درمیون _ البته یه روز غیبت داشتی اونم بخاطر مریضی .هفته اینده شروع هفته سومه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

حاضر جواب من

 

 

 قربونت برم .الان چندروزی می شه که هر کلمه ایی رو که بهت می گیم تکرار میکنی .خیلی هاش رو واضح ومشخص وخیلی هاش رو فقط یه چیزی میگی که گفته باشی.

برام جالبه .هرکلمه ایی که بگم مکث نمیکنی وجواب میدی.میخوای بگی همه  چی رو متوجه می شی خوشگل من.بغل

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

مهد

 

 

 اگه از اون دو دفعه ایی که بردمت مهد فاکتور بگیرم به همین راحتی وسرعت یه هفته گذشت .تو سه روزه که مهد میری.

هنوز وابسته شدیدی ومدام منو دنبال خودت می کشی .روزای زوج روزای خاص ه .من حسابی خسته می شم .چون قبل از رفتن به مهد کارای خونه رو تموم می کنم وناهار هم حاضره .چاشتت رو برمی دارم وتو کل تایمی که تو مهد هستی مدام همپات هستم .این هفته باید کم کم ازت دور بشم . زیاد دوروبرت نیام .تا مستقل تر بشی عزیز دلم .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

تقدیم به شازده

 

 

 

پسر عزیز و دوست داشتنی من .... اردیبهشت دومین سومین سالیه که با تمام وجودم بخاطر وجود تو نازنینم سر به سجده میذارم و خدا رو بخاطر حضور تو همیشه عزیزم هزار بار شکر میکنم.... میگم سومین چرا که از روزی که نطفه تو همیشه عزیزمو تو وجودم حس کردم باورت کردم عاشقانه لگد هاتو ..تکونهاتو .. لمس کردم و بیصبرانه ثانیه ها رو به عشق در اغوش کشیدنت شمردم و اون لحظه ای که مشامم با عطر وجودت پر شد برای من نهایت زندگی و عشق بود وبس..... گریه کردی ..گریه کردم... خندیدی...خندیدم...نخوابیدی...نخوابیدم... راه رفتی دستای کوچولوی نازتو تو با عشق توی دستای خستم گرفتم با تو بودم ...هستم... و خواهم بود تا همیشه.... دردانه ام راه زیادی در پیش داریم ........تنها و تنها ارزویم به ثمر رساندن گل زیبای وجود توست ...از خداوند مهربون سلامتی و توانایی میخوام که به لطفش بتونم بهترینها رو برای تو که زیباترین هدیه خدایی هدیه کنم........ پس عزیزکم بخند ... لذت ببر و زندگی کن و تا زمانی که پاهایم توان ایستادن دارن به من تکیه کن که مادر چون کوهی در پشت توست........
دلبندم در کنار تمام این بهترینها که فقط ذرهایش رو تونستم روی کاغذ بیارم فقط یک خواسته دارم....... (میخواستم ازت بخوام که وقتی گل وجود نازنینت به ثمر نشست تنهایم نذار... پشتم باش...و دستم رو بگیر..... اما نه.................. من مادرم و مادر یعنی عشق... یعنی صبر یعنی گذشت.........)

پس جمله ام رو به این شکل اصلاح میکنم:(عزیزم.. دردانه ام... در کنار تمام این بهترینها که فقط ذرهایش رو تونستم روی کاغذ بیارم فقط یک خواسته دارم.......زندگی کن....زندگی کن .....زندگی..........



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عشقولانه هامون با شازده
[ دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]