آدم های بی سواد

 

 

از دیروز که مرکز اون حرف رو زد وگفت کمبود وزن داری خیلی تو خودم بودم تااینکه شب بابایت نمودار رشد وزنت رو اورد وطبق هر دفعه که میریم دکتر یا مرکز می شینه ورو نمودارها قد و وزن ودور سرت رو اندازه میزنه .

تا حالا رو خط مشکی وسط بودی واتفاقا این بار از اون خط نرمال بالاتر اومدی وتو محدود سبزه قرار گرفتی.

 

خاک تو سرشون کنن نمی دونم حواسش کجا بوده؟... .بابایی میگه اشتباها یه کیلو کمتر شنیده  ...نمیدونم چی رو به کجا وصل میکنن که اینجوری میشه .از اول هم دل خوش از این ادمهای بی سواد تو مراکز نداشتم _ شرمنده ...ولی اکثریشون واقعا کم سوادن _

خداروشکر که علاوه بر اینکه کم وزن نیستی اضافه وزن هم داریبغل



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۳:٠۸ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

واکسن یکسالگی

 

 

پسرک ناز وخوشگلم امروز برای زدن واکسن یکسالگیت رفتیم مرکز .خودت صب بیدار شدی وخیلی خوشحال از اینکه داری می ری ددر.

الهی بمیرم که خبر نداشتی .تازه تو مرکز هم کیفت کوک بود ومیزون. برای خودت آواز میخوندی .باز این مرکز گفت وزنت خوب نیست .دکتر بهم گفته بود عالی ه وبر اساس وزن تولدت محاسبه میکرد .ولی تو مرکز بهم گفتن چون از اول وزنت رو این خط نمودار بوده بایدبر اساس همون خط هم بالا بره واینجوری که من دیدم خط  وزنت اومده پایین وامیدوارم زودتر یه خط صافش بکنم وبیفتی رو غلتک .

فقط یه کوچولو گریه کردی وتا ده دقیقه هم تو  مرکز موندیم .بعد اومدیم خونه والان عین یه فرشته خوابیدی.اخه عادت نداری ساعت 8 صب بیداربشی دیگهبغل



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

تولدانه

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

کفش کالج

 

 تو ددر بردنای شبونه ات یه شب بابایی یه کفش خوشگل کالج قهوه ای بهم نشون داد .فک کنم اندازه پات هم بود .خیلی خوشگل بود.

به بابایی گفتم که خیلی کفش داری.ولی بعدش  بخودم  گفتم برای سن الانت یه جفت تابستونی داری وبهتره برم اونو اگه اندازه پاته بگیرم مخصوصا که لباس تولدت هم تن اصلیش قهوه ای ه. امشب رفتم وهمون کالج خوشگل وکوچولو قهوه ای رو برای روز تولدت که میخوای بری اتلیه گرفتم که ستت  رو درست وخوشگل دختر کش کنم !نیشخند



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٩:٥٠ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

نفس منی

 

 من عاشق این لوس کردنات اونم برای بابایی تم.

بهت میگه خوشگله بابا کی بوده؟ تو میگی هاااام

میگه جیگر بابا کی بوده؟میگی هااااام

میگه نفس بابا کی بوده ؟ میگی هاااام

بلا هم که شدی ودست دست میزنی یا اهنگ تند وتیز وشاد باشه یه دستت رو توهو اخیلی خوشگل تکون میدی.

روسرویس اتاقت ارم پووماست وقتی بهت نشونش میدم ومیگم پیشی میگه ...توهم خیلی خوشگل می گی میووووووو البته حرف میم زیاد واضح نیست.

خلاصه دنیای مارو رنگ وبوی دیگه ای دادیقلببغل



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

 

 

 

کلی حرف برای نوشتن وثبت کردن حرکت وشیرینکاری هات قبل از اینکه بخوام بنویسمشون تو ذهنم هست .همین که می شینم پای لپ تاپ همه چی یادم میره .

_ از اینکه هنوز درست نمی شینی ولی دوس داری واستی واز یه جا بگیری یا من راهت ببرم.

_از اینکه وقتی رو صندلی غذا خوریت می شینی وغذا میخوی بعد از اینکه سیر می شی غذاهات رو می ریزی پایین.

_از اینکه تو خواب شبت چند باری من وچک می کنی ببینی هستم یا نه ؟ رو دستات بلند می شی وچشمات مثل دوتا یاقوت می درخشه تا من ورویت کنی .همین که دست می کشم به سرت ومی گم من اینجام دوباره بصورت دمر میخوابی.

_ از اینکه تو خوابت هرزگاهی دستمو می گیری وصورتت رو می ذاری رو دستم تا خوابت ببره.

_ از اینکه گاهی تو خواب شبانه ات خوش خلق وشاداب بیدار میشی شعر میخونی ومی خندی ویه سه ربعی من واز خواب می ندازی وبعد دوباره میخوابی.

_ از ادا های شیرینت که اخر تودل برویی شدی وحسابی جیگر شدی.

_ یا از اینکه عاشق سیم و دوشاخه ای از شارژر بگیر تاسه راهی وسیم سیار



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

پسرم

 

 

پسرم!

پسرِ خوبم میدونم که تو هم روزی عاشق می شی. میای جلوی من و بابات می ایستی و از دخترکی می گی که دوستش داری. این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق. که تو حاصل عشقی پسرم، مامانت برای تو حرف هایی داره. حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت می خوره.

عزیز دلم یک وقت هایی زن، اخمو و بی حوصله است، روزهایی میرسه که بهونه می گیره. بدقلقی می کنه و حتی اسمتو صدا می کنه و تو به جای (جانم) همیشگی می گی: (بله) و اون میزنه زیر گریه.

زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم. موجوداتی که می تونی با محبت آرومشون کنی و یا با بی توجهی از پا درشون بیاری. باید برای اینجور وقت ها آماده باشی. باید یاد بگیری که نازش رو بکشی. عزیزم؛ پسر مغرور و دوست داشتنی من؛ ناز کشیدن شاید کار مسخره ای بنظر برسه، اما باید یاد بگیری. زن ها بطرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستند که نازشون خریدار داره.

میدونی؟ این ویژگی زنه. گاهی غصه هاش مجبورش میکنه به گریه. خیلی پاپی دلیل گریه اش نشو. همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بتونی راه حل نشون بدی گاهی فقط باید بشنویش. بذاری تو بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش رو بگیری و ببریش بیرون یه هدیه کوچولو براش بگیری و بگی که چقدر خوشگله. ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی. یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کنی نه از غصه آب بشه.

اگر هم پای فاصله در میونه کافی هست که نازش کنی، بهش زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی. اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو، باز هم صداش کن. عاشقاه صداش کن، حتی اگر واقعا خسته ای.

قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا فایده ای نداره و نمی خواد حرف بزنه و می خواد تنها باشه، برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو ذها می کنه و .....

زت ها هیچ وقت این لحظه ها رو که پاش وایسادی، فراموش نمی کنن و همه انرژی رو که براش گذاشتی، بهت بر میگردونن.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عشقولانه هامون با شازده
[ سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

من قربونت برم؟

 

 

نمیدونم از این نوع بازیت چه هدفی داری که این همه هم با دقت انجامش میدی؟

یه اسباب بازی یا شی، چیزی که دستت رو برمیداری ومی ندازی توروروکت یا تو پایه های صندلی غذاخوریت ...یا وقتی من وبابایت دراز کشیدیم ودستمون زیر سرمونه از تو دستمون اسباب بازیت رو میندازی اونور_ عین انداخت توپ تو سبد میمونه_ کلی هم فک میکنی وباز از اون قسمت برمیداری وبیرون میاریشون.

اخه تو اون کله کوشمولو خوشگلت چی میگذره که من نمیدونم؟قلب



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

کوکو سیب زمینی

 

شازده پسر من به هیچ وجه ای تخم مرغ نخورد تا اینه براش کوکو سیب زمینی درست کردم .

من سیب زمین رو تو اب مرغ یا اب گوشتی که برای ناهار خودمون بار می ذاشتم می نداختم تا بپزه .واسه همین نتیجه کار خیلی خوشمزه تر از یه کوکو سیب زمینی ساده می شد.

_ سیب زمینی پخته شده دراب مرغ یا ابگوشت یه عدد کوچولو

_تخم مرغ یک عدد

_ یه عدد قارچ ریز خرد شده

_ کمی کره

 

کلا من برای درست کردن غذاهای شازده پسر از کره استفاده می کنم تا روغن .

سیب زمینی رو با پشت چنگال حسابی له می کنم.کمی قارچ ریز شده هم بهش اضافه میکنم با همون تخم مرغ . از اونجایی که سیب زمینی تو اب مرغ یا گوشتخته شده دیگه هیچ نمکی بهش نمیزنم .

خیلی خوشمزه میشه یه بار امتحان کنید.خوشمزه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: بیبی فود
[ سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٦:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

همچین پسرپسرایی دارم من

 

 

تغییراتت اونقدر زیاد وسریع ه که میمونم کدوم هاش رو نوشتم وکدوم هاشو نه .یا اصلا از کدوم هاش بنویسم !!

_ اینکه دوسه ماهی میشه که دوست داری وارد فروشگاه می شی شخص فروشنده عین برخوردی که بابقیه داره با تو هم داشته باشه ؟ اینکه مورد توجه قرار بگیری وازت سوال بشه یا بسته های خرید رو به دستت بدن.

 

_ اینکه چندین ماهه،  فک کنم از 5 یا شش ماهگی دیگه تو بغل یا تو ماشین پی پی نمی کنی واونقدری نگه میداری که یه جا واستیم مثل خونه .حتی تو کالسکه هم این کارت رو نمی کنی.

 

_ اینکه دو سه ماهی هست موقع اون کار کاملا دمر میشی که راحت باشی .از قبلش هم هیچی نمیخوری_ امکان نداره یه ربع قبل از این کارت شیر یا غذا بخوری_ من متوجه می شم. ده دقیقه قبلش میفهمم که میخوای کار بد بکنی .کاملا کلمه پی پی رو میفهمی ومی گم افرین زور بزن .حرکت منو انجام میدی.

 

_ گوشت ومرغ اگه میکس نشده باشه حتی یه تیکه کوچولو از دهنت درمیاری.غذای محبوبت شوید پلو با مرغ وکره میکس شده بااش بغلور گندم  وگوشت ماهیچه ست.

 

_ پاستا سبزیجات گوش ماهی هم دوس داری البته بغیر از گوشتاش .نون وبیسکویت هم میخوری.

 

_ خوشم میاد سریع یه اسباب بازی رو که به سمتت میگیرن دستت نمی گیری. تا خوب تو دست طرف نبینی وبا نوک انشگتات لمسش نکنی کامل تو دستت نمی گیری.

 

_ دست فرمونت خوب شده_ توروروک_ ولی بازم با پای من خیلی تصادف میکنی.

 

_ عالی سینه خیز میری وسرعتت زیاد شده .با وجودی که هنوز به تنهایی نمی شینی ولی رو کف پاهات خیلی خوب وامیستی.

 

_ قبلن اینجوری نبودی ولی الان یکی دوماهی هست که برای سر شستنت تو حموم داستان داریم.حالا به هیچ صراطی تو بغلم دراز نمی کشی وتمام مدت نشسته تو بغلم هستی یا تو بغلم زیر دوش میری.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۳:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]