عاشقتم

 

 

برام این همه دقتت جالبه .وقتی میخوایم بیرون  بریم کاملا متوجه می شی که  من وبابایی داریم حاضر می شیم .

تعجبت در دیدن لباس های جدید تو تنم خیلی شیرینه .خیلی کنجکاوانه وبا دقت می شی وبه همون لباس دست می کشی .میخواد یه پیراهن باشه یا روسری یا حتی ساق .

وقتی تو خونه هم  رنگ وروم رو عوض میکنم تو هم شاد میشی ومتوجه می شی .کنارت که دراز میکشم تا شیر بخوری دست می کشی رو لباسم .اینکارات از خیلی وقت پیش بود.

هنوز پیش یه دکتر جدید نبردمت .ولی از اخرای ماه قبل بود که به تدریج نشوندمت .با کمک بالشت در طول روز می شینی ولی اونقدری طولش نمی دی ودوس داری به حالت دمر ودراز کش قرار بگیری .عین یه الماس میدرخشی ومن وبابایت رو غرق شادی وسرور میکنی.

خدایا من که نمی تونم بخاطر این فرشته کوچولو خوشگلت شکرت کنم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

شیرین گندمک من

عاشق چشماتم .از روز اول هم تو بیمارستان عاشق چشمات شدم هرچند که خوشگل ترین لب دنیا روداری.

وقتی بغلت می کنم واز پشت به اون سر خوش ترکیبت که رو اون گردن کوچول موچولو سواره نگاه می کنم غرق شادی می شم .اینکه واقعا باهوش وزرنگ ومهربونی .

مهربونی چون تو خوابت گاهی بیدار می شی ونه اب میخوای ونه شیر میخوری وفقط دستای من ومی گیری تو دستات ویه جوری بغلم می کنی .

می گم با هوش وزرنگی چون خیلی سریع متوجه درون من می شی ونمیتونم برات فیلم بازی کنم .رابطه من وبابایت رو خیلی خوب درک می کنی.

نمی ذارم که ادم های دیگه تودلم طوفان به پا کنن که تومتوجه بشی وناسازگاری کنی .وقتی منوبابایت حرف میزنیم سریع مداخل می کنی ومی گی منم هستم ! اول باید به تو توجه بشه .بعد اونقدر خوشگل یه نگاه به من می کنی ویه نگاه به بابات که ترجیح می دیم فقط با تو حرف بزنیم .

چرا اینقده تو شیرینی ؟بغل



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مامانی ]

پسرپسرای نازم

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]

رو به بهبودی

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مامانی ]