برنامه ریزی

 

 

 

کلی برای روز معلم که هنوز چندروزی مونده تا بهش برسیم مامان های کلاس برنامه چیدن ونقشه کشیدن.

خداروشکر فقط 21 نفریم وطفلک اونی که ماهارو منیج کرد.

کادو برای مربی وسه پرستار مهد همراه گل وشیرینی وشکلات.

خودمم که بستنی میبرم برای کلاس شازده وتمام پرسنلشون



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ٧:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

اردو

 

 

 

فردا شازده کوچولوم اردو داره.دوسه تایی رو  که من گذاشتم بره خودم بردمش...ولی فردا راه دوره وباباش اجازه اینکاررو به من نداده.

منم وکلی استرس صب بیدارشدنش وتوراه بودنش تا برسه به مقصد.

خدایا حافظ همه این فرشته هات باش.فرشته



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۳:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

شفل

 

 

 

شازده با لحن شیرین کودکانه واوج صداقتش میگه : دلم میخاد یه شغل داشته باشم.

بعد کمی مکث می کنه ومی گه شفل که دارم ولی کسی خبر نداره که برام کاربیاره.مژه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , عشقولانه هامون با شازده
[ چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

جشن روز پدر

 

 

 

امروز تو مهد شازده بخاطر رو زپدر مراسم داشتن.قرارشده بود حتی الامکان پدرا برن دنبال بچه هاشون.یه سلفی هم  پدر وبچه ها با هم انداختن وبعد تو کانال مهد عکسا رو گذاشتن.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

 

از صب کلی پس لرزه وزلزله داشتیم.یکیش خیلی شدید بود قبل از اینکه شازده رو ببرم بیرون برای گردش.با این حال بچه ست دیگه خیلی متوجه نشده بود تا همین دیروقت واخرشبی که کامل تکون زمین رو فهمیده بود وخیلی هم خوشش اومده بود ومی گفت چه زود تموم شد کاش بیشتر می لرزوند زمین رونیشخند



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مامان شازده ]

زلزله

 

 

 

امروز صب که زلزله اومد من جلوی عابربانک بودم خیلی شیک  وتمیز به عقب وجلوتکون میخوردم  کمتر از ده مین خودم رو رسوندم مهد شازده.قبلش هم هیچ رقمه نتونستم با مهد تماس برقرارکنم.وقتی رسیدم دیدم دارن یه عده از بچه هاروکه بیرون اورده بودن میبرن داخل مهد.

همزمان با شروع زمین لرزه بچه ها رو اورده بودن تو پیاده رو جلوی مهد.

چندتایی گریه میکردندویه چندتایی هم جلوی بخاری داشتن ازسرما میلرزیدن.

اونوقت شازده من فک کرده مانورزلزله ست که قبلا تو مهد یادشون دادن.نیشخند



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه , مهد کودک
[ چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

خدا بخیر کنه !

 

 

 

خدا بخیر کنه فردا رو بعد این همه روز تعطیلی.درسته که خیلی از برنامه تخطی نکردم .ولی بازم خدا بخیر کنه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]

 

 

 

چقدر خوشحالم که این دوروز مهمون داری تا این حد تورو شاد کرد وبهت خوش گذشت.

امروز عصر هم که با دوستت بردم پارک وکلی بازی کردی .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه
[ شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مامان شازده ]